پیامبر باران ،محمد (ص)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
Slideshow Image 1
Slideshow Image 2
Slideshow Image 3
درباره وبلاگ


محمد با برجستگی بی نظیر و تعلیمات پر معنایش توانست اندیشه را با عمل جمع آورد و پیامبری با هوش و قانونگذار و گستراننده عدالت در میان مردم بود . (ماکس سایکس نویسنده انگلیسی)

آرشيو وبلاگ
نويسنده

 

من مسیحی بودم، سعی می کردم از مسلمانها دور بمانم که خطری از طرف آنها به من نرسد، ولی در نهایت بنا به توصیه خواهرم تصمیم گرفتم دیداری با پیامبر اسلام (ص) داشته باشم!

فاصله زیادی تا مدینه داشتم، بار سفر بستم و خودرا به آنجا رساندم.
پیامبر (ص) را در مسجد مدینه یافتم. خودم را معرفی کردم.
پیامبر (ص) از جاى خود برخاست، دست مرا گرفته به خانهء خود برد.

به ادامه مطلب توجه کنید.

 

در نیمهء راه، پیرزنى جلو او را گرفت و با او سخن گفت.
پیامبر (ص) با كمال فروتنى به حرف پیرزن گوش مى‏ داد و پاسخ مى‏ گفت. این اخلاق یک فرمانرواى عادى نبود!

وقتى وارد منزلش شدیم، زندگى ساده او را دیدم. تشكى از لیف خرما داشت، گفت: روى آن بنشین. خود روى حصیر، یا زمین‏ نشست.
باورم نمی شد این شخص اول یک مملکت است با این فروتنی!

رو به من كرد و از خصوصیات زندگى من به طور دقیق خبرداد.
سپس گفت: آیا تو از نظر آیین، مسیحی ركوسى نبودى؟
گفتم: بلى.
فرمود: چرا یك چهارم‏ در آمد قومت را به خود اختصاص داده بودى، آیا دین تو این كار را اجازه مى ‏داد؟
گفتم: نه.

حالا دیگر مطمئن شدم كه او فرستادهء خدا است.

بعد فرمود: فقر مسلمانان، مانع از مسلمان شدن تو نشود، زیرا روزى فرا مى ‏رسد كه ثروت جهان به جانب آن ‏ها سرازیر می شود.
روزى فرا مى ‏رسد كه بر اثر گسترش اسلام و امنیت، زنان به تنهایی آزادانه از«قادسیه»به زیارت خانهء خدا مى ‏آیند .
نیروهاى اسلام كاخ‏ كسرى و شهر «بابل»را به‏ روى خود می گشایند.

پسر حاتم که نامش عدی است مى ‏گوید: "من زنده ماندم و تعدادی از این پیش گویی هارا با چشم خود دیدم."

┘◄ برگرفته از کتاب فروغ ابدیت - نوشته استاد جعفر سبحانی - با تلخیص



پنج شنبه 9 بهمن 1393 






آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 14010
  • تاريخ ايجاد وبلاگ: دوشنبه 29 دی 1393 
  • تعداد کل نظرات : 0
  • تعداد کل پست ها : 60
  • آخرين بروز رساني : چهارشنبه 22 بهمن 1393